پارت نود و یک :

وارد رستوران که شدیم محیط آرام بود و خانواده ها میزهای کوچک و بزرگ را پر کرده بودند. بابک به سرعت میزی را رزرو کرد و با اشاره اش همگی به سمت میز گرد و بزرگی که انتهای سالن بود راه افتادیم. سرفه های عمو منصور اما دوباره شدت گرفته بود. بابا نگاهی بهش انداخت و آه کشان
گفت
_ منصور جان این داروهای شیمیایی بدترت کرده. برات کلی دمنوش میگیرم بخور آروم تر میشی.
عمو منصور جرعه ایی آب نوشید

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت حامد در رمان نسیان حامد
تصویر شخصیت بابک در رمان نسیان بابک
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان نسیان نیلوفر
تصویر شخصیت متین در رمان نسیان متین
تصویر شخصیت ثمر در رمان نسیان ثمر
تصویر شخصیت سایه در رمان نسیان سایه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه خانم

    1

    چقدررررر عاشقانه هاشون قشنگه خدااااااا

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عزیزمممم🥰

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه خانم

    1

    دست شما درد نکنه سمانه جان برای هدیه😍 مرسی که به فکر ما هستی خانوم 😍

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدات شم عزیزم

    ۸ ماه پیش
  • سهیلا

    1

    حامد قشنگم ترو خدا برو متین و خفه کن خواهش میکنم تلوخوداااااااااااا😔😆

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    چشم‌میره تو نگران نباش😁

    ۸ ماه پیش
  • میم

    2

    اوه پس حامدم به عنوان بادیگارد سایه می خواد شرکت کنه،یه استعفا می خواد امضا کنه،عکس العمل متین دیدنیه 🤭🙏🏻🧡

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    شدیدا دیدنیه😁

    ۸ ماه پیش
  • میم

    2

    بعد یه عمر امروزو یه عاشقانه آرام و بی دغدغه داشتن بالاخره 😍🤩

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    ارههههه🥰

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    2

    سمانه اگه پارت بعدی درمورد استعفای سایه است میشه یک پارت دیگه برامون بذاری🫣🫣😜

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره عشقم میذارم دارم آماده اش میکنم 😘

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    2

    چقدر دل و قلوه به هم تحویل میدن سایه ی حامد وحامد سایه باحال بود

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    بله دیگه🤭

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    2

    عالی بود عزیزم ممنون

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    قربانت برممممم💖

    ۸ ماه پیش
کپی شد!